اين است موضوع انشاي امروز . موضوعي كه تك تك شما دوستان تا به حال در دوران مدرسه
يك بار نوشتن آن را تجربه كرده ايد . در ان زمان بي بر و برگرد همگي بدون اينكه خيلي به
اصل موضوع فكر كنيم علم را بهتر از ثروت مي دانستيم و در اين ميان بودند اندك كساني كه
ثروت را بهتر از علم ميدانستند كه مورد توبيخ و بازخواست معلم قرار مي گرفتند . اما ايا
امروز كه سالها از ان دوران مي گذرد باز هم بر اين عقيده ايد كه علم بهتر است از ثروت ؟ ! ؟
نه .... سريع جواب نده . خوب فكر كن . به درونت رجوع كن . به جامعه امروز بينديش .
به ادمهاي مدرن و وسايل مدرنيزه امروزي . به فرهنگ غرب كه روز به روز مردمان ما
بيشتر خود را به ان نزديك مي كنند . به بر جهاي سر به فلك كشيده . . . به ماشينهاي ان چناني
و زندگي هاي اين چناني ... به قيمت هاي نجومي و سر به فلك كشيده اجناس پشت ويترين
مغازه ها و . . . . كه اگر بخواهم نام ببرم از حوصله من و شما خارج مي شود. ايا اگر امروز هم
همان موضوع تكراري انشاي دوران مدرسه را به تو بدهند باز هم مي گويي علم بهتر است ؟ ! ؟
نه . . . اشتباه نكن دوست من . منظور من از نوشتن اين مطالب اين نيست كه
بگويم علم بد است يا ثروت بهتر است و يا دانش اموزاني كه علم را موضوع انشاي خود انتخاب
مي كنند و در طلب كسب علم هستند در اشتباهند . من با فراگيري علم موافقم چرا كه اگر ثروت
يكي از نيازهاي مهم امروزيست علم هم در جاي خود نيازي ضروري به شمار مي ايد . هدف من
از نوشتن اين است كه بگويم چه قدر جامعه امروز و از همه مهم تر مردمان امروز ثروت گرا
يا پول گرا شده اند . همه چيز در ثروت و پول و ماديات خلاصه شده است . حتي عشق بدون
ثروت معناي خود را از دست داده است و به بن بست مي رسد . ملاك سنجش عشق هم شده
است ثروت ... خونه... ماشين و هر چيزي كه به پول و ثروت خلاصه شود . عشق . . .
علاقه . . . انسانيت . . . محبت . . . در دنياي امروز بدون پول براي اكثر انسانها بي معناست
و دوام خود را از دست داده است .در جامعه امروز ماديات بر معنويات غالب شده است . پول و
ثروت تمام زندگي امان را تحت شعاع قرار داده است . ثروت و به دست اوردن ان شده تمام
زندگي يك فرد . از قديم گفته اند عالم بي عمل و عملگر بي علم بي فايده است . من هم بر اين
عقيده ام . نه به داشتن علم تنها معتقدم و نه ثروت تنها . چرا كه اين دو مكمل يكديگرند .ولي
حتي امروزه كمتر كسي است كه بر عثيده من نيز معتقد باشد . دنياي مدرنيزه امروزي فقط شده
است ثروت و ثروت و ثروت .و همه در تلاشند براي به دست اوردن اين مهمترين نياز امروزي .
چرا كه بقاي زندگي اشان در پي به دست اوردن اين مهم است و هم چنين چشم و هم چشمي و
ديگر نيازهاي ماديشان . در زندگي امروز تعادلي بين معنويان و ماديات وجود ندارد . مردمان به
تجمل و لوكس گرايي رو اورده اند و چه تاسف بار است كه داشتن ثروت باعث شود كه ادمي از
اصل خود دور بماند . و باز تاسف بار تر از ان زير سوال رفتن عشق و علاقه و عاطفه و چه بسا
گاهي زندگي چندين و چند ساله ادمي به خاطر ثروت است . همه اينها بدون ثروت پوچند و بي اساس .
عشق بدون ثروت بايد سر چهارراه ها كاسه گدايي به دست بگيرد و چه قدر رقت باره هضم كردن
اين موضوع . اي كاش ميشد به گذشته بر گشت . به دنيايي كه عشق انسانيت و محبت حرف اول را
مي زد . ادمها دلي داشتند به اندازه دريا و حتي بدون داشتن ثروت هم خوش بودند و زندگي مي كردند .
نه چشم و هم چشمي بود ... نه تجمل و لوكس گرايي ... نه مد و فرهنگ غرب و نه مهماني ها و
پارتي هاي كمر شكن و هر چه بود عشق بود و سادگي و صفا و صميميت و همدلي و يكرنگي و يه
سفره كه شايد مثل سفره امروز زيبا و رنگين نبود ولي هر چه بود ادمهاي دورش همه با هم همدل و
مهربان و غمگسار بودند . متاسفانه ثروت در دنياي امروز همه چيز و همه كس را زير سوال برده
است . اعتبار ادمها به ميزان ثروت و اندوخته حسابهاي بانكيشان تخمين زده مي شود . فاصله بين
فقرا و ثروتمندان روز به روز بيشتر مي شود هر چه ثروتمندان ثروتمندتر فقرا نيز فقير تر و
بيچاره تر مي شوند اين نكته را هم مد نظر داشته باشيد كه در جامعه كنوني حتي بدون داشتن پول
كافي به كسب علم و تحصيل هم نمي توان پرداخت و چه بسا بسياري كه به خاطر نداشتن اين مهم
( ثروت ) از ادامه تحصيل باز ماندند چرا كه خود حتما از هزينه هاي سنگين و سر سام اور
دانشگاههاي ازاد و غير انتفاعي و . . . مطلعيد . درسته حق با شماست . مي دونم دارين به چي
فكر ميكنيد . دانشگاه سراسري ! ! اما دوست من در اين زمان حتي دانشگاه سراسري هم نيز بي
هزينه نيست از هزينه اياب و ذهاب بگير تا هزينه خوابگاه و خوراك و پوشاك و پروژه هاي درسي
و ترجمه متون و دفتر و كتاب و ورق و . . . كه اگر يه حساب سر انگشتي بكني در جاي خود و براي
خانواده هاي حتي متوسط فراهم كردن اينها نيز با مشكلاتي مواجه است اين در حاليست كه حتي
دانش اموزاني به خاطر فقر مالي به اين مرحله از تحصيل نيز نميرسند و در همان دوران مدرسه ترك
تحصيل مي كنند . و كساني كه نيز كه هزينه زيادي براي تحصيل خود متقبل مي شوند باز مي رسند
به مقوله بيكاري و نداشتن پارتي هاي كله گنده و چه بسا قاب گرفتن مدرك و گذاشتن و خاك خوردن
ان در لب پنجره . در اينجا نيز تبصره و تك ماده وجود دارد كه اگر دقت كني مي رسي به همان داشتن
ثروت و سرمايه كه چه كارها كه نميشود با ان كرد . كساني كه وضع مالي خوبي داشته باشند با
سرمايه اي كه دارند شركتي يا كسب و كاري راه مي اندازند و يا به كار بيزينس روي مي اورند و
باز واي به حال كساني كه ندارند كه بايد صبح تا شب در جرايد و روزنامه ها و . . . دنبال اگهي
استخدامي باشند . اين در شرايطيست كه يه بچه مايه دار بي غم بدون داشتن تحصيلات عاليه و
مدرك دانشگاهي با سرمايه پدرش